معرفی وبلاگ
از دیده رود هر آنکه از دل برود.....از دل نــــرود هر آنکه از دیده برفت**ا
صفحه ها
دسته
هـــم کلبه ای های گلـــــم
*هم کلبه ای غیر تبیانی*
ستاره بی فروغ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 129163
تعداد نوشته ها : 103
تعداد نظرات : 603
Rss
طراح قالب
GraphistThem272

هر کداممان پی بهانه ای گذرمان به این کوچه افتاد؛

هر کداممان برای پیدا کردن کسی ، شاید برای به خاطر آوردن چیزی ، یا برای مرور کردن یــــادی قدیمی پایمان را توی این کوچــــه گذاشتیم.

هر کداممان پی چیزی آمده بودیم ؛ پی عشقـــی ممنوعه شـــاید!!!پی هم صحبتی که شاید هیچوقت ما را نخواهد شناخت!!

پی کسی که بشود چند ساعتی را توی تاریکی با او گذراند!شاید دیگر از شناختن هم خستـــه شده بودیم و پی یک خیابان تــاریک میگشتیم ؛

 خیابانی که شب به شب هر کداممان می آییم و پنجره اتاقمان را باز میکنیم و روی لبه آن مینشینیم ؛

شــاید آن آشنایی که آنطرف کوچـــه، پنجــره دارد هم ، امشب پی هم صحبتی بگردد.

گاهــی هم هیچ حــوصله هم را نداریم ، پرده کلفت اتاقمــان را کیپ تا کیپ می کشیم!!

گاهـــی آخر شب کسی از کوچه ما رد میشود و کوچه باغی میخواند!!

گاهــــی هم آنقدر به هم خــو میگیریم که اگر شبی پشت پنجره مان نباشیم دل اهالـی کوچــه برایمان به شـــور می افتد!! که کجـــاییم و چـــه میکنیم!

ما همـــۀ مان پی چیزی پایمان به این کوچــه باز شد ؛

گاهـــی توی شبهای طولانیش تا صبح خندیدیم ؛ گاهــی از پشت همین شیشه زار زار برای هم گریستیم ، گاهــی هم را دلداری دادیم ، گاهــی هم دل هم را بدجور شکستــیم !!گاهــی هم چه دروغهای معصومانه ای به هم گفتیم !!

ما ساکنان این کوچـــه بن بست توی دنیای مجازی خودمان پی چه دلتنگـــی های کهنه ای که نمیگردیم !!

دنیای واقعی مـــا را چــه کسی دزدیـــد!!!

دنیای ما را با خودش به کجا برد؟؟؟؟؟

ولی میدانید تــوی تاریکی این کوچه بن بست راحت تـــــر میشود دل بســــت؛ عاشق شد ؛ میشود هـــر دروغی را باور کرد؛ میشود راحتتـــــــر گریه کرد و شایـــــــد بشــود راحتتـــر فراموش کرد!!!!!

و در انتهــای این کوچه بن بست کلبه ایست پر از غـــم و انـــدوه که از در و دیوارش آب میچکــد وعاشقــی جــان خستـــه در آن نغمه سرایی میکند ...وگاه گداری رهگذری ؛ دوستی ؛ ناشناسی و شاید ....به منت یا به مرحمت دق الباب میکند و مرا به خود میآرد و میبینم که هنـــــــوز زنده ام.......هنـــــــــــــــــوز این قلب مجروح ، با امید میتپــد و من ز ن د ه ا م ....

تاریکی این کوچـــه بن بست خیلـــی غریب است!!

و من با کور سوی امیـــد هنــوز در کلبــه چشــم به راهم و مینــویسم تا که شــاید روزی گـذر هستــیِ من به این کلبه افتد و یــادی از من کند .....

...آن زمــان که دیگـــر نیستــــم....!

 

دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/4/20 13:6
X