معرفی وبلاگ
از دیده رود هر آنکه از دل برود.....از دل نــــرود هر آنکه از دیده برفت**ا
صفحه ها
دسته
هـــم کلبه ای های گلـــــم
*هم کلبه ای غیر تبیانی*
ستاره بی فروغ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 129155
تعداد نوشته ها : 103
تعداد نظرات : 603
Rss
طراح قالب
GraphistThem272
party Happy Birthdayparty

    party  Happy Birthdayparty

           party  Happy Birthdayparty

سلللللللللللللللام.......

تعجب نکنین این همون کلبه ست.....کجا داری میری خداییش همون کلبه ست*******

شرمنده دیر اومدم ....

مقصر من نیستم ...این تبیان حسوده ؛دیروز و دیشب هرچی با کارت و Adsl اومدم نتونستم پست بذارم الانم اومدم کافی نت ...اااااااااانخند !!!!خوب چیکار کنم.....حـــــــــــالا.........*

این هم برای هستی من که  کنارم نیست"

امید سالهای از دست رفته ام ، امید روزهای بی کسی ام

تولدت هر سال بی تو آغازی است برای عاشق تر ماندنم ، .....

بی تو اما در دلم با تو بودن را جشن میگیرم و ساده میگویم  : حس بودن دوباره ات مبارک . . .

قسم به تمام ستاره ها که تا زنده ام به اعتبار خورشید دوستت خواهم داشت
و به عزت غروب سوگند میخورم که تا شمع وجودم میسوزد تو را از یاد نبرم

و اما داستان

داستان زندگیه من داستان بی پایان غصه است که از زیر سایۀ درخت بید اغاز شد و

تا سقوط شبنم از روی گل سرخ ادامه دارد

و اما تو و تو ای فرشتۀ تنها و کوچک ، تو از کوچکترین در ذهنم آمدی و امروز باشکوهترین افریدگار ذهن منی !
و امروز تولد توست میترسم به تو تبریکی بگویم که شایستۀ تو نباشد با این چنان تبریک!تنهـــــا هستیم تولدت مبارک**
 

 

 حال میهمانان عزیز از خودتون پذیرایی کنید با کیک

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تولد تولد.. تولدت مبارک....بیا شمعها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی

اینم از هدیه تولد هستی جونم:

  

 

چگونه فراموشت کنم؟؟ تو را..........که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کردم.

برایم تمامی اسمها بیگانه شدند و همه خاطرات مردند دستم را به تو می دهم قلبم را به تو می دهم فکرم را نیز به تو می دهم بازوانم را به تو می بخشم و نگاهم از ان توست و شانه هایم که نپرس دیگر با من غریبه اند! وتمامی لحظات تو را می خواهند و برای عطر نفس هایت دلتنگی می کنند.چگونه فراموشت کنم؟... تو را که از خرابه های بی کسی به سپید عشق هدایتم کردی.عاشقی بی قرار ویاری با وفا برای خویش ساختی و برای اشکهایم شانه هایت را ارزانی داشتی....

 چگونه فراموشت کنم تو راکه سالها در خیالم سایه ات را می دیدم.و تپش قلبت راحس می کردم.و به جستجوی یافتنت به در گاه پروردگارم دعا می کردم

.... که خدایا پس کی او راخواهم یافت؟

حال که پیدایت کردم دلت را به من بده.فکرت را به من بده و سرت را روی شانه هایم بگذار. و بگذار عطر کلماتت را میان هم قسمت کنیم...میخواهم تو را که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کردم.

چگونه فراموشت کنم؟؟ تو را..........که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کردم.

 

دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/9/26 16:44
X