معرفی وبلاگ
از دیده رود هر آنکه از دل برود.....از دل نــــرود هر آنکه از دیده برفت**ا
صفحه ها
دسته
هـــم کلبه ای های گلـــــم
*هم کلبه ای غیر تبیانی*
ستاره بی فروغ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 130419
تعداد نوشته ها : 103
تعداد نظرات : 603
Rss
طراح قالب
GraphistThem272

 

چه  غريب اند

"دوستت دارم" هايي كه

نوشته ميشوند ولي خوانده نميشوند

 

دسته ها : مشق ســــکوت..
1390/7/3 13:42

جای اسم تو

سه نقطه میگذارم

جای احساسم به تو
......
سه نقطه میگذارم

بجای تمام دلتنگیهایم

سه نقطه میگذارم

نگاه میکنم و میبینم

زندگی ام پر شده از

نقطه ها........پر شده از تو

دسته ها : مشق ســــکوت..
1389/12/7 14:42

خداروشکر که خوشبختی، واسه اینه که من میرم

اینا بازیه تقدیره،کی گفته از تو دلگیرم

خداروشکر کسی جز من،همه دنیاتو پرکرده

که تصویر نگاه اون،جلو چشماتو پرکرده

هنوز عین همون روزا شبیه کوه سرسختم

به دنیا وانمود کردم،منم مثل تو خوشبختم

ندیده هیشکی اشکامو،فقط با بغض میخندم

به فکر خاطرات تو،ولی تو راهه آیندم

دیگه میدونم این راهو باید تنهای تنهاشم

به جای فکر تو باید،یه کم فکر خودم باشم

هوای زندگیم بی تو زیادم صاف و روشن نیست

ولی غیر از گریز از تو،دیگه راهی واسه من نیست

نه تو میتونی عاشق شی،نه من بی تاب و دیونم

خودت خواستی ازت رد شم،واسه اینه نمیمونم !

دسته ها : مشق ســــکوت..
1389/11/9 12:18

کلبه تنهائیهام؛ کلبه دلتنگیهام ؛...کلبه ای که ذره ذره آب شدنم رو توش فریاد زدم

کلبه ای که خشت خشتش با دلتنگی و دوری و غم و تنهایی بنا شده...

خیلی وقته دیگه دستی به سر و روی این کلبه نکشیدم ، آخه اونقدر خودمو درگیر روزمرگی و کار و درس کردم تا صدای دلمونشنوم که خودمو هم فراموش کردم...چه برسه به اینکه بخوام بیام کلبه و شمعی روشن کنم

هرچند از یاد دوستان و هم کلبه ای ها غافل نبودیم اما، جز دو سه تا هم کلبه کسی نیومد حالی بپرسه هیچ؛ حتی نیومد شمعی روشن بزاره که وقتایی که میام کلبه و سرک میکشم دلم خوش شه که هنـــــــــوز کسایی هستند که از پشت این پنجرۀ تنهایی به کلبه نگاهی میندازن و دلشون واسه هم کلبه ای هاشوتن میتپه........

یادش بخیــــر ؛ چه روزها و شبهایی رو که از پشت همین پنجره با خنده هم خندیدیم و با گریه هم اشک از چشامون جاری شد و واسه دلهای تنها و خسته هم چه دعاها که نکردیم.......

از تک تک تون گله دارم ،...

اول از همه از سیسترگلم (من و تو ) که بی خبر گذاشت و رفت و حتی با خوندن کامنتها و ایمیلهام نیومد بگه که من خوبم حالا هرکجا هستم به تو چه؟.....به هرکسی رسیدم خبرشو گرفتم اما..............

امیدوارم هرجا که هستی سالم و سلامت باشی**

از محبت که یهویی گذاشت و رفت و اونم نگفت آخه اینا واسه چی نظر میذارن؟اینا کین...چرا جویای حالمن

از شیطون که دیگه چیزی نگم بهتره....نه میشه ظری واسش گذاشت و نه هیچی...وبشو تعطیل کرده و بی خداحافظی گذاشت رفت

ااااااااااای.....چکاوک ,صادق, سیاوش, رضا,من و یارم,سپیده

از آنیمای مهربون و mahdi Dj عزیز و همه اون دوستای گلی که به یادم بودن و از اون دوستای مهربونی که اومدن و من آدرس و نشون دقیقی ازشون نداشتم که انجام وظیفه کنم ممنــــــــــــــــــــون.....ضمناً آنیما جون نمیدونم چرا....اما نمیتونم بهت نظر بدم....

امیدوارم هرکجا هستید سلامت و شاد و موفق باشید**

اگه هم یه روزی یه وقتی اومدید و این پست رو خوندید بدونید یکی ؛تک و تنها تو این کلبه چشماش به دره که خبری از هم کلبه ای هاش داشته باشه

تورو خدا اگه یه وقتی هوای رفتن داشتین لا اقل بیاین و خداحافظی کنید.....

ممنون میشم اگه کسی از هم کلبه ای ها خبری داره بیاد و منو از نگرانی نجات بده

در  این کلبه همیشه به روتون بازه و منتظر تک تک تون هستم**

 

دسته ها : مشق ســــکوت..
1389/7/15 11:1

به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو**

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

**

هرکسی همنفسم شد ....

دست آخـر قـفــسم شد

من ساده به خیالم.....

که همــــه کار و کسم شد.....

دسته ها : مشق ســــکوت..
1389/2/23 8:44

در لحظه صفر مرزی ، در این تنهایی غریب که چندی ست با من همراه گشته ...دلم به اندازه تمــــــام عالم گرفته

امشب پشت پنجره دلتنگی ام دگر بار دفتر عمرم را مرور کردم و ورق دیگری به عمرم اضافه شد ...یـــا نه...

آه نمیدانم با ورق خوردن هر برگ این دفتر در آغاز اردیبهشت هر سال یـــک ســال به عمرم اضافه میشود یــا یــک سال از عمرم کم میشود .....نمیدانم

فقط این را میدانم، از اردیبهشت 86 که لحظه لحظه آنرا با هم و درکنار هم گذراندیم ...این سومین اردیبهشتی ست کــــــــه.....

.هرچه بیشتر میگذرد بیشتر به خودم به گذشته به روزها و لحظه لحظه هایی که باهم گذراندیم شک میکنم ، آیــا براستی آن روزها واقعاً وجود داشتند ....آیا مـــا ....

واااای ؛ نمیدانم .....نمیــــــــدانم...... به خداوندی خدا .... به آبروی فاطمه ..نمیـــــــدانم

وای که انسانها چقـدر ماهــــرانه عاشق بودن را بازی میکننیا نه ،....  چقـــدر با دروغ خود را عاشق مینمایانند ........

و با گذشت زمان به دروغی که گفته اند و به بازی ماهرانه خود می بالند.وبه صداقت و سادگی تو در عشق میخندند و افتخار میکنند که ذهن و زندگیت را به بازی گرفته اند

آآآاه ...آه

در این شب مهتابی آسمان چشمانم بی وقفه میبارند و دیگر کلمات هم با من بیگانه اند ....دستانم هم تاب نوشتن ندارندکاش زمان متوقف میشد .......؛ کـــاش

کـــــــاش فردا دنیا را نبینم....

چه سخت است

                هنگام وداع

                        آنگاه که در می یابی

                                           چشمانی که

                                                         در حال عبور است

                                                                     پاره ای از وجود تو را نیز

                                                                                         با خود خواهد برد...!

 
دسته ها : مشق ســــکوت..
1389/2/1 1:4

عیــــد

عید یعنی نو شدن سال و بهار دلها ....

امشب لحظه تحویل سال کنار شهدا بودم ؛ وقتی ثانیه های تحویل و نو شدن نزدیک میشد خزون دلم بیشتر و بیشتر میبارید...........اشک امونمو بریده بود 

نمیدونم چرا عید امسال برام هیچ معنیی نداره

هیچ شور و شوقی ندارم

دلم گرفته .......به اندازه تموم عالم دلم گرفته

دلم میخواد ضجه بزنم و زار زار گریه کنم

حال خودمو نمیفهمم

کاش ...........

دیگه به خودم قول دادم که همه چیزو واسه خودم تموم کنم چون همه چیز خیلی وقته واسه هستی تموم شده ..........خیلی وقته

اما نمیدونم چرا گوشه دلم باز داد میزنه که ."چرا خودتو گول میزنی هااااااااااااااااااااااااااا

آره نمیتونم ...نمیتـــونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

خدایا چرا ؟؟چرا منو اینقده دیوونه این بشر کردی و اونو .....

آخه به کی شکایـــت کنــــــــــــــم

هااااااااااااااااااااااااااااااا

چرا اون فک میکنه که همه چیز تموم شده

چرا من نمیتونم حتی ثانیه ای بهش فک نکنم

به خدا ....به فاطمـــه ، به علــی قســـــــم هیچوقت هستی و عشقم واسم تموم نشد که بخوام دوباره شروعش کنم

خدایا ......به خداییت قسم؛ از بس گریه کردم سوی چشام رفته

نمیدونم تو رو به کی ...به چی...قسمت بدم

خداجونـــــــــممممممممم

اگه تو دستمو نگیری ....اگه تو کمکم نکنی ........کنج این تنهاییو سکوت میمیرم

از تموم دنیا فقط یه چیز ازت خواستم..........

بازم عذابم بده......عذاب دوست داشتن**

اصلا همین نفسی که میاد رو هم بگیر و راحتم کن....

اینطوری دیگه نه من عذاب میبینم .....نه با گلایه هام سر تورو درد میارم.....و اذیتت میکنم

خلاصم کن.... 

دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/12/29 22:25

معلم طبق معمول وارد شد ، با آنهمه هیاهو ، ولی ذره ای خم به ابرو نداشت.

 مثل همیشه به سراغ تخته چوبی سیاه رنگ کلاس رفت ، که سالهاست میاموزد ، گچ را برداشت و این جمله را نوشت :

           (( دوستت دارم را هجی کنید.))

 و هر کدام به گونه ای آن را معنی کردیم... ساعت ها گذشت و  سکوت بود و سکوت!!!

 همه در فکر و همه غرقه . براستی چه هجی با معنی می توان یافت برای دوستت دارم. 

 از د شروع کردم  ....

د * آن نشان از دنیایی سبز و همیشه بهار دارد ، دنیایی که در اوج خشکی جسم و روحت ، ان را به یکباره سبز می کند و توان می بخشد. دنیایی که طراوتش از بهار ، گرمایش از آفتاب و بزرگی اش از دریاست.

 و * آن نشان از ورا دارد . ورای تمامی مشکلات ، ورای تمام فکر ها ، ورای تمام دل مشغولی ها.... آرامشی است ورای طوفان زندگی. آرامشی که با گفتن و شنیدن این جادوی کلام به سراغت می آید و سر پر از تاب تو را در آغوشش آرام می سازد. 

 س * آن ساز است  ، سازی که به عشق کوک شده است ، فرقی ندارد نت را بلد هستی یا نه ، فرقی ندارد که ساز دست گرفتن را تجربه کرده ای یا نه ، مهم این است که این ساز خود می نوازد و تو گوش می دهی و پرواز می کنی با نوای دلنشینش که به تو می گوید : (( یا عشق !!! )) . 

ت * اول آن نشان از تمام دارد ، تمام احساس ، تمام دل ، تمام نگاه و تمام تصمیم .... تمام آنچه در دل داری و نمی توانی بگویی ، به یکباره تلالو می کند و شاید تو را رسوا کند ، رسوای عشق. 

 ت * دوم آن تو هستی ، تویی که فقط شایسته شنیدن دوستت دارم هستی ، تویی که آنقدر بزرگی که گناه بسیار نگفتن هایم را به یک گفتن بخشیدی ، تویی که همراه بودی حتی زمانی که سکوت کردم .... آری تو هستی.

د * دوم ان دروازه است ، دروازه ای که در فاصله بین من و توست  و وقتی از آن عبور کنیم ما را در دشت وسیع دلت جای می دهد ، این دروازه دروازه عشق توست ، دروازه ای که همیشه نشان از عشق دارد ، نه ترس زندان. 

 ا *  آن نشان از آسمان دارد ، نشان از آن آبی بزرگ که چشمانت آن را در خود جای داده است ، آسمانی که گاه بارانی و گاه آرام است . آسمانی که دو ستاره زیبای آن برق زنان دل ربایی مرا می کند و آسمانی که همیشه آغوشش را برای بادبادک بازی دل کودکانه من باز کرده است. 

 ر*  آن رود است . رودی که آرام است ولی جاری. رودی که آرامش آن نشان از عمقش دارد ، نشان از آن ژرف پهناور که هیچ گاه به ته آن نمی رسی . نشان از دل مهربان تو دارد. نشان از محبتت. 

 م *... و م آن من هستم که در این هجی  طولانی دریافتم دوستت دارم و جرات کردم که بگویم : (( دوستت دارم!! )). 

 از برگه کاغذم سرم را بالا آوردم ، معلم را دیدم که دارد آشفته سر می جنباند و فکر می کند ، چشمانش را از ما پنهان می کند و آنگاه بود که فهمیدم معلم چرا همیشه می گفت : قبل از اینکه دیر شود ، فکر کنید ...و

و دلیل اینکه همیشه در گفتن عجله داشت را فهمیدم ، گویی نا گفته ای به یک مسافر داشت و افسوس. 

 در داغ این کلاس پرواز می کردم و از این همه پرتو عشق لذت می بردم که ناگهان از این رویای شیرین بر خواستم ولی چیزی که آموختم را فراموشش نمی کنم و این بود که دوستت دارم را نباید دریغ کرد. 

پس دوستت دارم را بشنو از من چون نمی خواهم زندانی ناگفته هایم بماند.

ساده گفتم عاشقم

           ساده گفتم با توام

                      ساده جان دادم به تو

                                        ساده ماندم پای تو

                                                             اما تو.....

 

امــروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غـنمینـت بشمار 
شاید فـــردا ؛ احســـاس باشد امـــا... عــزیــزی نبـــاشد . . .

**************** 

پیشاپیش ولنتـاینتون مبارک *

هستیــم.... ؛ ولنتاینت بدون من مبــارک*دارم میرم....تا بهـــد 
دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/11/21 15:46

یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یـک دنـیــــاست !

یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !

کسی  که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم دستانش را بفشارم !

 یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد !  

یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا !

کسی که هرگز اشکهایم را ندید ....و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم ! 

 یکی را تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که  در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !  

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ، کسی که نگاه های مرا ندید و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگــــری بود !

  آری ؛ هستیــــم را از ته دل صادقانه دوست دارم ، ...  

کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم برای من عزیزترین است !  

یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد !

  نمی داند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمــــــام زندگی ام است ،تمـــــــام هستیم! 

 یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم ! 

 یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز دوست نمی دارد !

یکی را دوست دارم با اینکه اینگونه دوست داشتن ، دیوانگیست اما .......... من دیوانه وار تنهـــا او را دوست دارم !

کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوستت دارم !!!

اما اون روز خیلی دیره....خیلی .......چون حالا بهت نیاز دارم....و شاید اون روز من نباشم....

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش ؛ شاید دیگه هیچکس رو مثل اون دوست نداشته باشی...و از کسی هم که دوست داره بی تفـاوت عبور نکن ؛ چون شاید هیچــوقت هیچکـــس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه...

دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/11/1 22:32

دعا میکنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را در انحصار قطره های اشک نبینم 

 و تو برایم دعا کن ابر چشمهایم همیشه برای تو ببارد

دعا میکنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

و تو برایم دعا کن که هـرگـــز بی تو نخندم

 دعا میکنم که قلب مهربانت همیشه مملو از عشق  و خاطره باشد 

 و تو برایم دعا کن که آرزوهای مرده ام  را درون سینه ام برای همیشه در کنار خاطراتت نگه دارم

 دعا میکنم دستانت را که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد همیشه از حرارت عشق گرم باشد

و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بــجز دست گرم تــو گره ندهم

 من برایت دعا میکنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

 برای چشمهایت دعا میکنم که چون من همه را هستی نبیند

برای شاپرکهای باغچۀ خانه ات دعا میکنم که بالهایشان هرگز محتاج مرهم نباشد

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا میکنم که هیچگاه غروب نکند

و بدان در آسمان زندگیم تــو تنهــــا خورشیدی .....

پس برایم دعا کن ؛  

دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچـــگاه غـــروب نکند....

   هستی من ؛ ای بهترینم بر من تکیه بده ،  

با این که تو نیستی من برای همیشــه با تو خواهم ماند

 سرم را بر شانه ات تکیه میدهم و برای همیشه  آرام میگیرم 

 ای باغبان کوچک قلبم بدان که باغ قلب من بدون وجود تو و بدون گرمی دستان مهربان تو خشک و مرده است 

 و این را بدان که هیــچ باغبانی توانایی این را ندارد که دوباره آن را زنده کند مگر تو ، پس بی.....!!!!

این را بدان ؛ هر جا و در کنار هر کس که باشم همـه وجودم را درکنارت بجا گذاشته ام  و این جسم من است که خواهد رفت**

 در هر طلوع و غروبی محبت کن ، مهربان باش ، دوست بدار .....شاید فردایی نباشد!

 

دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/10/17 23:43
party Happy Birthdayparty

    party  Happy Birthdayparty

           party  Happy Birthdayparty

سلللللللللللللللام.......

تعجب نکنین این همون کلبه ست.....کجا داری میری خداییش همون کلبه ست*******

شرمنده دیر اومدم ....

مقصر من نیستم ...این تبیان حسوده ؛دیروز و دیشب هرچی با کارت و Adsl اومدم نتونستم پست بذارم الانم اومدم کافی نت ...اااااااااانخند !!!!خوب چیکار کنم.....حـــــــــــالا.........*

این هم برای هستی من که  کنارم نیست"

امید سالهای از دست رفته ام ، امید روزهای بی کسی ام

تولدت هر سال بی تو آغازی است برای عاشق تر ماندنم ، .....

بی تو اما در دلم با تو بودن را جشن میگیرم و ساده میگویم  : حس بودن دوباره ات مبارک . . .

قسم به تمام ستاره ها که تا زنده ام به اعتبار خورشید دوستت خواهم داشت
و به عزت غروب سوگند میخورم که تا شمع وجودم میسوزد تو را از یاد نبرم

و اما داستان

داستان زندگیه من داستان بی پایان غصه است که از زیر سایۀ درخت بید اغاز شد و

تا سقوط شبنم از روی گل سرخ ادامه دارد

و اما تو و تو ای فرشتۀ تنها و کوچک ، تو از کوچکترین در ذهنم آمدی و امروز باشکوهترین افریدگار ذهن منی !
و امروز تولد توست میترسم به تو تبریکی بگویم که شایستۀ تو نباشد با این چنان تبریک!تنهـــــا هستیم تولدت مبارک**
 

 

 حال میهمانان عزیز از خودتون پذیرایی کنید با کیک

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تولد تولد.. تولدت مبارک....بیا شمعها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی

اینم از هدیه تولد هستی جونم:

  

 

چگونه فراموشت کنم؟؟ تو را..........که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کردم.

برایم تمامی اسمها بیگانه شدند و همه خاطرات مردند دستم را به تو می دهم قلبم را به تو می دهم فکرم را نیز به تو می دهم بازوانم را به تو می بخشم و نگاهم از ان توست و شانه هایم که نپرس دیگر با من غریبه اند! وتمامی لحظات تو را می خواهند و برای عطر نفس هایت دلتنگی می کنند.چگونه فراموشت کنم؟... تو را که از خرابه های بی کسی به سپید عشق هدایتم کردی.عاشقی بی قرار ویاری با وفا برای خویش ساختی و برای اشکهایم شانه هایت را ارزانی داشتی....

 چگونه فراموشت کنم تو راکه سالها در خیالم سایه ات را می دیدم.و تپش قلبت راحس می کردم.و به جستجوی یافتنت به در گاه پروردگارم دعا می کردم

.... که خدایا پس کی او راخواهم یافت؟

حال که پیدایت کردم دلت را به من بده.فکرت را به من بده و سرت را روی شانه هایم بگذار. و بگذار عطر کلماتت را میان هم قسمت کنیم...میخواهم تو را که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کردم.

چگونه فراموشت کنم؟؟ تو را..........که همزمان با تولدت درقلبم همه را فراموش کردم.

 

دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/9/26 16:44

امشب به سوگ آرزوهایم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق می ریزم.

 امشب شمع حسرت آرزوهای بر باد رفته ام ذره ذره آب میشود.

 امشب برای مرگ آرزوهایم لباس سیاه پوشیده ام....

کاش امشب کسی برای عرض تسلیـت به خانه دلم می آمد...کاش***

 کاش امشب تو بودی و دلداری ام میدادی و دفتر کال آرزوهایم را ورق میزدی

کاش امشب بودی....بودی تا سرم را بر شانه هایت گذارم و آرام گیرم

کاش بودی تا دستهایم را در دستهای گرمت بفشاری و اشکهایم را از گونه ام پاک کنی

 دوست دارم تو را در آغوشم بگیرم و گریه کنم! کجایی که دلم هوایت را کرده است! کاش می توانستم ........

کاش برای با هم بودن هیچ را بهانه نمیکردی.....;کــــــاش

 کاش می ماندی ...برای همیـشــــه؛ 

 اما......اما افسوس که تو نیستی و زندگی بی تو قشنگ نیست  

 

دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/8/17 15:27

     بهاربیست                   www.bahar-20.comبهاربیست                   www.bahar-20.comبهاربیست                   www.bahar-20.comبهاربیست                   www.bahar-20.com

سلام هم کلبه ای هاخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

امروز تولد داش حسینـــمه...........تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

ممنــــــــون که تشریف آوردینتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com  تصاویر زیبا سازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

خوش اومدین صفا آوردین

دوستان داش حسین داره میادااااااا

1

2

3

بهاربیست                   www.bahar-20.com
اِااِاِااِاِااِااِاِااِااِااِاِامیبخشید حامدم بود که گلهای جشن رو آورده ، داش حسین الان میاد..
بهاربیست                   www.bahar-20.com

اینم از دُکی جون.......هورااااا

 

  

 

 تولد ؛ تولد...تولــدت مبارک ،مبارک مبارک تولدت مبارک..........

به افتخارش بزن اون دست قشنگه روخدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.comخدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.comخدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

بهاربیست                   www.bahar-20.com

 

حالا اگه دوستان اجازه بدن من میخوام یه متنی رو واسه داش حسین بخونم:
چه افتخاری داشت فصلی که تو تحویلش گرفتی و  افتخار پا نهادن به زندگی را به برگهای طلایی پاییزیش دادی....

بهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.ir     بهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.ir

خوب بچه ها حالا نوبت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟
بهــــله....... اینم از کیک تولد............

 

داش حسین بیا شمعها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی..... 
بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

 

خوب حالا نوبتی هم باشه نوبت کادو هاست………

بهاربیست                   www.bahar-20.com

وای بچه ها چیکار کردن...ممنونم دوستان.... 

اینم کادوی من و هستیم........تقدیم به بهترینِ بهترینها...دوست داریم هوارتاااااااا

*تبریک دست خالی ما را با سخاوت بی حدت بپذیر* 

          

دیگه خسته شدم دوستان ؛ باقی جشن با خودتون ببینم چیکار میکنید.....

فقط سروصدا نکنید که تبیانیا عذرمونو بخوان...

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com
دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/8/13 8:50

و من در خلوت بی نشانه ام گریستم ؛

گریستم تا بشکنم بغض فروخوردۀ روزهای عمرم را ،

روزهای پر خاطره تهی از من.....

آری ؛ من هم پشت این نقاب خندان روزانه ام ، در تنهاییم با ستاره ها برای تمام دلتنگیهایم می گریم و می گــریم و می گــــریم....

فقـط و تنــها فقـــــط ستارگان هستند که با من همنوا میشوند و خود را به آسمان گرفته دلم میدوزند و سوسو میزنند تا غم....

ستارگانی که سحرگاهان با بوسه خورشید میمیرند و با نوازش مهتاب جان تازه ای می گیرند.

دوستای خوبم سلام؛

ممنون از اینکه تو این مدت به من و کلبه لطف داشتید و تنهامون نذاشتین...اونجا واسه همتون دعا کردم؛

دعا کردم که هرچه زودتر خودتون برید پابوس آقا و ....ا

 

دسته ها : مشق ســــکوت..
1388/8/11 11:5
X